
نمی خواهم اسباب دعوای بچه ها باشم . دیگر نمی توانم حتی یک لحظه حتی xa0توی خیالم سرم را روی شانه هایت بگذارم .باید از تو دور شوم . وایسا ببینم تو تاریخ همه چیز را یادداشت کردی؟ یعنی مثلا میدونی چه روزی خندیدم؟ چه روزی گریه کردم؟ دلم را باش. تنهایش نمی گذاری . می خواهی با من بازی کنی . من اسباب بازی قشنگی هستم . نه؟ یا سرگرم کننده بهتراست بگویم . من واقعا تو را با همه وجودم می خواستم...
ادامه مطلب